ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

40

معجم الأدباء ( فارسي )

پيغمبرش دعوت كند . شايد هنوز نماز خواندن نمىداند . محمد بن صول از رجال دولت عباسى و داعيان آن بود . او ابو عماره كنيه داشت . به دست عبد الله بن على كشته شد . بعضى گفته‌اند كه آنان عرب بودند و عباس بن احنف شاعر ، خويشاوند مادريشان بود . ابراهيم بن عباس و برادرش عبد الله از وجوه كاتبان بودند . عبد الله به سال بيشتر بود و جنگاور ولى ابراهيم اديب بود و شاعر و نيكو شعر مىگفت . گويند چون شعرى مىگفت از ميان آن بيتهاى نيكو را برمىگزيد و بيتهاى بد را به دور مىانداخت . ابراهيم كاتبى حاذق و بليغ و فصيح و خلّاق بود . او و برادرش از بركشيدگان ذو الرئاستين فضل بن سهل بودند . به او پيوستند و فضل آن دو را به كارهاى مهم برگماشت . ابراهيم عهده دار ديوان ضياع و نفقات بود در سرّمن‌رأى . در نيمه شعبان سال 243 در گذشت . ابراهيم را با محمد بن عبد الملك الزيّات دوستى بود . هنگامى كه محمد بن عبد الملك به وزارت رسيد ، ابراهيم در اهواز بود . پس محمد آهنگ او كرد و ابو الجهم احمد بن سيف را نزد او روان داشت و فرمان داد كه در بازجست كار او بكوشد . و بر او سخت گيرد ، ابراهيم از ابو الجهم شكايت كرد و به او نوشت [ 1 ] . و إنّي لأرجو بعد هذا محمدا * لأفضل ما يرجى أخ و وزير ولى محمد در عزم خود پاى فشرد و ابو الجهم همچنان ابراهيم را در تنگنا نهاده بود ابراهيم به محمد بن عبد الملك بار ديگر نامه نوشت و از ابو الجهم شكايت نمود و گفت كه او كافر است و لاابالى و كسى است كه چون غلامش مرد ملك الموت را مخاطب ساخت و گفت [ 2 ] : تركت عبيد بني طاهر * و قد ملئوا الأرض عرضا و طولا و أقبلت تسعى إلى واحدى * ضرارا كان قد قتلت الرّسولا فسوف أدين به ترك الصّلاة * و أصطبح الخمر صرفا شمولا

--> [ 1 ] الطرائف الأدبيه : 132 . حاصل معنى : پس اميدوارم ازاين‌پس به محمد ، برترين كسى كه چون برادر و وزير به او اميد توان داشت . [ 2 ] حاصل معنى : بندگان بنى طاهر را رها كرده‌اى درحالىكه طول و عرض زمين را پر كرده‌اند و به اين يك فرزند من روى آورده‌اى تا مرا زيان برسانى گويى من پيامبر را كشته‌ام من نيز ازين پس نماز را ترك خواهم كرد و هر صبح شرابى خالص و خنك خواهم نوشيد .